نه به دستی
ظرفی را چرک می کنند
نه به حرفی دلی را آلوده
تنها به شمعی قانعند
اندکی سکوت
از چهره طبیعت افسونکار
بر بسته ام دو چشم پر از غم را
تا ننگرد نگاه تب آلودم
این جلوه های حسرت و ماتم را
پاییز ای مسافر خک آلوده
در دامنت چه چیز نهان داری
جز برگهای مرده و خشکیده
دیگر چه ثروتی به جهان داری
جز غم چه میدهد به دل شاعر
سنگین غروب تیره و خاموشت ؟
جز سردی و ملال چه میبخشد
بر جان دردمند من آغوشت ؟
در دامن سکوت غم افزایت
اندوه خفته می دهد آزارم
آن آرزوی گمشده می رقصد
در پرده های مبهم پندارم
پاییز ای سرود خیال انگیز
پاییز ای ترانه محنت بار
پاییز ای تبسم افسرده
بر چهره طبیعت افسونکار
وسالها اشک ندامت ریختن.....
وای وقتی می رم بیرون می بینم همه جا دارن شیرینی می دن شربت می دن جو می گیرتم فکر
می کنم به خاطر منه

ارزوهای خوبی دارم امیدوارم بهشون برسم

با یه دوست همین امروز رابطمون تموم شد.خدا رو شکر
دیگه از دست اخلاقای بدش نمی دونستم چی کار کنم

فقط یه تجربه برام موند به هر کی بیشتر رو بدی بیشتر سوارت می شه

دیگه ازش چیزی نمی نویسم چون برام ارزش نداره.
تولد همه ی مردادیها مبارک
امیدوارم بهترین زندگی رو داشته باشن چون واقعا ارزشش رو دارن

دو روزه دیگه تولدمه.

الان حوصلم سر رفته بود گفتم بیام وب رو اپ کنم اگر حسش رو داشتم روز تولدم هم اپ می کنم
امسال احساس می کنم فرق می کنه خیلی چیزا تغیر کرده.تغیرات خوب و بد
می خوام اتفاقات مهمی که تو ی زندگیم افتاده رو بنویسم.
امسال خیلی دوستای مختلف پیدا کردم.
کسی از زندگیم بیرون رفت که حالا بابتش از خدا ممنونم
مشکلات خانوادگی داشتم
اتفاقی که فکر نمی کنم تا اخر عمرم بتونم هضمش کنم برام افتاد یه پیشنهاد کثیف از کسی که اندازه ی چشمام اطمینان داشتم
دیگه درسم تموم شد البته منظورم مدرسه است
تجربه های جدید خاطره های بد
اشنائی با پسری که حظورش تو زندگیم عجیبه اما دوسش دارم
یه خورده از رفتارام تغییر کرده
دیگه با خونسردیم حرص دیگران رو در نمی یارم.

یه خورده عصبی شدم

اینده ام رو روشن می بینم

بعضی دوستام یا اشناها خیلی نامردی کردن
فکر می کنم این چیزا همیشه هست مهم اینه که بگذری تو روحیه ات هم خیلی تاثیرش ندی
می خواستم روز تولدم کنار دریا باشم اما نمی شه که

یکی از ارزوهام این که کاش یه نی نی داشتم

کاش مهشید یا پارسا یا پونه یا موری واقعی بودن

اینا بچه های خیالیمونن الکیم نیستنا ما کلی با هاشون حال می کنیم

من واقعا احساسشون می کنم

دیگه نمی دونم از چی بنویسم
بقیه باشه واسه روز تولدم
نیمه شعبان هم مبارک
به امام زمان خیلی اعتقاد دارم , بیشتر از اون به اینکه به منجی خیلی نیاز داریم


و
فرو رفت در اندیشه ی آشفته ی ابری ولگرد
و صدایش همچون نیزه ی کوتاهی پهنای افق را پیمود
خبر ما را با خود خواهد برد به شهر
همه می دانند
همه می دانند
که من و تو از آن روزنه ی سرد عبوس
باغ را دیدیم
و از آن شاخه ی بازیگر دور دست
سیب را چیدیم
همه میترسیدند
همه میترسیدند
اما من و تو
به چراغ و
آب و آینه پیوستیم
و نترسیدیم
سخن از پیوند سست دو نام
و همآغوشی در اوراق کهنه ی یک دفتر نیست
سخن از گیسوی خوشبخت من است
با شقایق های سوخته ی بوسه ی تو
و صمیمیت تنهامان در طراری
و درخشیدن عریانیمان
مثل فلس ماهی ها در آب
سخن از زندگی نقره ای آوازیست
که سحر گاهامان فواره ی کوچک می خواند
ما در آن جنگل سبز سیال
شبی از خرگوشان وحشی
و در آن دریای مضطرب خونسرد
و از صدفهای پر مروارید
و در آن کوه غریب فاتح
از عقابان جوان پرسیدیم
که چه باید کرد
همه می دانند
همه می دانند
امروز منتظرت بودم اما باز مثله هميشه نيومدي
من منتظرت مي مونم تا شايد يه روزی
برگردي به اميد اون روز زنده مي مونم...........
باز هم خورشید غروب کرد
باز هم شب فرا رسید
شبی مهتابی و پر از ستاره
به فکرم رسید که یکی از این ستاره ها مال منه
مگه نمی گن هر کسی ستاره داره
خوب ماهم حتما داریم ولی ا نمی دونم کودومه
وقتی سرمو گذاشتم رو بالشت دیدم ای بابا چقدر ستاره
یکیشون از همشون پر نور تر بود تازه چشمکم نمی زد
روشن روشن بود
گفتم تو ستاره من نیستی؟
گفت چرا هستم
همون موقع خوابم برد خوابی عمیق
صبح که آفتاب طلوع کرد دیگه ندیدمش
نبود
خورشید لعنتی
حالا دوباره باید تا شب صبر کنم
با خودم گفتم باشه تا شبم صبر می کنم
اون روز انگار 100 سال گذشت
و آفتاب غروب کرد اومدم بیرون
داد زدم گفتم ستاره سلام
دیدم کسی جوابمو نداد
گفتم شاید نشنید
دوباره داد زدم
بازم کسی جواب نداد
سرمو رو به آسمون کردم
ستارم کو؟؟؟؟؟؟
هیچکس جواب نداد
یهو دیدم از اون دوردورا یه ستاره کوچولو ستاره ها رو کنار زدو اومد جلو
گفت چیه چرا داد و بیداد می کنی؟
گفتم ستارم کو؟؟؟؟؟؟
داشتم دیوونه می شدم
گفت اومد پیشت
گفتم اون که قشنگ بود
اون که چشمک نمی زد
اون که پر نور بود
اونکه من دوسش داشتم؟
گفت آره همون
گفتم پس کو کجاست؟
گفت تو راهه به زودی میرسه
با خودم گفتم تموم شد. اصلا ما ستاره نداریم
ولی چند روز بعد یکی اومد گفت من ستارم
و اون الان شده تک ستاره آسمان دلم.
این طور منــــو نگاه نکن , دست توی دست من نذار
برو یه وقت مریض میشی , بغضت رو هی نگه ندار
فدات بــشم , فدات بــشم , فدات بــشم , بـزار بـــرو
محــاله باورش که مـــــن , دیگه نمی بینم تــــــــو رو
صدات می لرزه عشق من , اسمم رو هـــی صدا نکن
طناب و دور گــــــــــردنم , بنداز دیگـــــــه نگام نکن
بمیرم واســـه بغض تــــو , فکرمنـــو نکن بــــــــــرو
دلو اسیـــــــــــر من نکن , اگه دوسم داری بــــــــــرو
تو رو خدا گریـــــه نکن , تصمیمه آخـــــــــــرو بگیر
چار پایــه رو بکش برو , چارپایــــــــه دستاشو بگیر
با دست عاشقت بــــزار , طنابـــــو دور گردنـــــــــــم
می خوام فقط ادا کنـــــم , حقی که مونده گردنــــــــــم
مـــــــــن بشکنم , برنجم , فـــــــــدای تار موهـــــــات
مهم تویـــــــــــی نرنجی , بــــــرس به آرزوهــــــــات
مواظب خــــــودت باش , با قلب من چه کـــــــــــردی
دلـواپـسـم نباشـــــــــــــم , به اشک کــی بــــــــــخندی
اگر سراغمـــــــو گرفت , بگیـــن نشونه ای نذاشــــت
بگین از اینجـــــا رفته و , چاره ی دیگه ای نداشــــت
اگـــــــر سراغمو گرفت , این نامه رو بـهش بــــــدین
بگین کــه جا گذاشته بود , پرسید کجا هیچی نـــــگین
اگر بازم پرسیـــــــد ازم , اگــــــــــــــه نکردش آشکار
چاره ای نیست بهش بگین , فلانی رفته زیر خــــــاک
**روز پدر مبارک**
**ولادت حضرت علی (ع) رو هم تبریک می گم**


